حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 42

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

( و پيشتر از اين عزيمت نموده بودم بر تصنيف كتابى ، كه مشتمل باشد بر اخبار عرب اشعريه ، كه بقم نزول كردند ، جاهليّها و اسلاميّها ، چون اين كتاب مرا دست داد ، با خود كفتم بهتر آن بود كه اخبار عرب كه بقم آمده‌اند ، در اين كتاب ياد كنم ، زيرا كه ايشان آنكسى بودند كه مالك شهر قم شدند ، و آن را تكوير كردند ، و بارو كشيدند . . . پس أولى آن ديدم كه آن كتاب را با اين كتاب جمع كنيم ) . دوم : أخبار مهاجران طالبى - يعنى ساداتى كه با حضرت أبو طالب پدر امير المؤمنين عليهما السلام نسبت نسبى دارند - كه از شهرهاى ديگر به قم هجرت كرده و در آن سكونت گزيدند . و اين گونه بود كه يكى از كهنترين كتابهاى تاريخ محلى شهرهاى جهان اسلام به زبان عربى - كه زبان علمى و نوشتارى آن دوران بود - فراهم آمد ، و تدوين گرديد . كتاب تاريخ قم را مىتوان نخستين تاريخ جامع شهر قم بشمار آورد ، كه اخبار شهر قم را از آغاز تا سال 379 هجرى در بر دارد . نيت نخستين مؤلف فراهم آوردن كتاب در 20 باب بود ، ليكن به نظر مىرسد كه او تنها موفق به تدوين 5 باب گرديد ، و پس از آن ديگر هرگز فرصت تكميل كتاب خود را نيافت ، و تنها اثر خلق‌شده او به زبان عربى همين پنج باب است ، كه آن هم بعدها از ميان رفت ، و تنها ترجمه فارسى آن براى ما باقى ماند ، و آنچه درباره وجود نسخه كامل كتاب و رؤيت آن به نقلهاى متعدد از مرحوم ميرزا حسين نورى رحمه اللّه به نقل از ميرزا عبد الله اصفهانى افندى در رياض العلماء ، و مرحوم عالم جليل آقا محمد على بهبهانى - و بعدها تكرار آن در انوار المشعشعين في ذكر شرافة قم و القميّين از شيخ محمد على كچوئى - و جز اينها ادعا شده است ، به احتمال قوى سهوى است كه منشاء آن روش غير متعارف مصنّف تاريخ قم در آوردن فهرست كامل و تفصيلى كتاب در صفحات آغازين كتاب و پايان مقدمه است ، كه خواننده را در وهله اول به اشتباه انداخته ، و اين انديشه در ذهن او جاى مىگيرد كه كتاب كامل در اختيار اوست ، علاوه بر اين شاهد قوى بر ناتمام ماندن كتاب ، آن است كه در طول ده قرن از تاليف تاريخ قم ، تمامى كسانى كه اين كتاب مرجع آنها در نقل مطالب تاريخى ،